شمس الدين محمد بن محمود آملي
247
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و بلبل و قبره غلام باشد . غليواج دليل بيمارى درازى بود . بوم دزد با شوكت باشد . هدهد مردى بود كه با علما و صلحا مانندگى كند گنجشك مردم بزرگوار و گوشت و پر او مال و بچه او فرزند و بسيارى بچگان او مهترى و مال وافر بود و آشيانه او جستن تفحص كردن در كار زنان باشد . خطاف خويش و اقربا بود . مرغ آبى ملك و مال باشد و هر چه از ايشان بزرگتر بود در اينمعنى زياده باشد . و اگر مرغابى بزرگ بگيرد مال يا ملكى يابد به اندازه آن و اگر خرد باشد انديشه باشد . اما گوشت وى به همه جهت مال باشد و آواز ايشان خبرهاى خوش اما بانك بط مصيبت بود . نقلست كه امير المؤمنين عليه السّلام را چون نقل از دار فنا نزديكشد بباغى مى رفت بطى چند پيش او آمده مىخروشيدند آن حضرت فرمود صوائح تتبعها نوايح خايه هر مرغى كه باشد زن باشد لقوله تعالى كانهن بيض مكنون . ماهى اگر يكى باشد يا دو دليل زن بود و اگر بسيار باشد و بزرگ مال بود و ماهى خوردن انديشه بود و آنچه از شكم او يابند همه مال بود نهنگ دشمن بود و دزد گوشت او خوردن مال بود . و اگر از مرغى يا جانورى ديگر سخنى بشنود ميراث عظيم يابد و در آنديار كارهاى غريب پديد آيد . فصل ششم در آثار علوى و آسمان و ستارگان ميغ پادشاهى يا حاكمى مهربان يا عالمى حكيم بود و آميختن با ميغ آميختن با يكى از ايشان بود و ميغ با رعد و برق پادشاهى با هيبت بود . اگر بيند كه از ميغ پارهء بيافت يا بخورد يا تصرف كرد از حكمت بهره